تبلیغات
دانشجویان فیزیوتراپی 88 اهواز - مطالب محمد سعید جلالی
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391  02:52 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 03:00 ب.ظ

چنان که نان  از اعتنای به مرافقت «هیچ کس» خورده بودم  امروز تنهایی در برکه های رکود روز و شبم وسوسه اش را پانتومیم می کند . تنهایی درد ایسکمی بافت زندگی است از بی جریانی امیدی روحانی ، از گریز آدمیان با واکنش مهار جانبی اختلاف مفاهیم و عقاید تا واپسین مرزهای تشنج هیچ کسی ها. گایتون را اصلاً چه خبر می بود، تنهایی چیست ؟!!! خیز غلظت سازهایش در پتانسیل عمل لحظه هایم پیام پیوسته را ه های گریزم شده به طرز شیوع مدارهای نوسانی یا اینکه  فیزیولوژی تنهایی در اعتقاد حس گیرنده ی عدد « یک » مبعوث شد و به القای وحی وزیکول های ماده ی فرد بر انگیخته . تنهایی لمس غیر دقیق است ، دیگرگونی حجم فاصله ها  شاید هم درد ارجاعی آن ها  .

آخر در پاسخ  ریب و نگاه دوزی ها بایست بگویم ، هیچ کس هم کسی نبود. به تنهایی قسم اگر کسی هم بود به معراج افق های فراموشی رفت و من  این جا تنهاتر از سایه هایم با رشته ی مناجات مرگ، قنوت زندگانی را سرود  می کنم...

و دیگر هیچ ...

www.Myopia.mihanblog.com

 

   


نظرات()   

دانشجویان فیزیوتراپی 88 اهواز

DPT حق مسلم ماست